کانال روبیکا @moamad8552 اوره بیا تو کانال روبیکا نمبروان بلوچ

مرد بلوچی در حالی که آنفولانزای خوکی گرفته بود از سرکار به منزلش بر میگردد

مرد بلوچی در حالی که آنفولانزای خوکی گرفته بود از سرکار به منزلش بر میگردد

آن مرد که نور محمد نام داشت با انگشتر سنگ یاقوتی که در دست داشت در منزل را به صدا در می‌آورد

همسرش که با بچه هایش در حال تماشای شبکه هامون تلویزیون بود صدای در به گوشش رسید پاشد و در را باز کرد

سایت بلوچی

نورمحمد جان وارد منزلش میشود همسرش از اینکه شوهرش این ساعت روز از سرکار به منزل برگشته حیران شد و از اون پرسید:

احوال بلوچی

چرا امروز زود برگشتی خونه؟؟؟؟؟؟
ان مرد از حال خرابش به همسرش گفت که تپ و لرز هست و پوش پوش دارد و آنفولانزا گرفته هست و برای چند روز مرخصی دارد
نور محمد بیوس به سمت مبل خونه میرود و آنجا می نشیند

سایت مکرانی

همسرش که طاقت بیماری و سرما خوردگی نور محمدش را نداشت تصمیم گرفت پرستارش شود براش چند تا شربت اورد با مقداری دارو دوا بلوچی

نور محمد بخاطر پرستاری صحیح همسر و از بس دارو های گیاهی بلوچی و شربت خورد روز به روز حالش بهتر و بهتر شد

بانوک بلوچ

او در حالی که رو مبل نشسته بود و عطسه میکرد پسرش را هم ویروسی کرد و پسرش مریض شد و ویروس اش در منزلشان پخش شد

انچه در بلوچستان مبگذرد

همسر نور محمد ، این ده روز از بس پرستاری شوهر و بچه هایش را کرد و برای انها سوپ و دارو بلوچی درست کرد خسته و بی حال شد..

دارو بلوچی

مرض و بیماری نور محمد همسرش را گرفت و چیزی نگذشت که علایم بیماری اش خفیف شد و کارهای روزمره اش در منزل را نتوانست به خوبی انجام دهد
شوهرش نورمحمد از این حال و احوال همسرش خسته میشود

زن بلوچی

و به همسرش گفت :
چه مرگته تو ؟ نه غذات خوب بود نه چایی درست کردی !!!!
همسرش در حالی که بغض در گلویش بود از جایش پاشد و با همان حال برای شام غذا درست کند …

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x